علیرضا معتمدی در فیلم «دختر پری خانوم» جزء خودش از هیچ بازیگر مردی استفاده نکرده است. او در احاطه زنانی است که تماشاگر را در پاسخ به این سوال معلق نگه میدارد. آیا این زنان واقعیاند؟
به گزارش متادخت، «دختر پری خانوم» با نویسندگی، کارگردانی، تهیهکنندگی و بازیگری علیرضا معتمدی در چهل و چهارمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر به اکران درآمد.
به دلیل بازی مرضیه برومند و اسم خاص این فیلم که حال و هوای داستانی ایرانی و احتمالاً عاشقانه را تداعی میکرد، بسیاری مشتاق به دیدن آن بودند؛ اما معتمدی نتوانست نمره قبولی بگیرد. حتی در دفاع فیلم خود نیز از اشاره به شخصیسازی تا طرح غیرشخصی بودن و هدف معرفی جامعهای نیازمند عشق اظهار نظرهای متضادی را مطرح کرد. به غیر ازخود معتمدی تمامی بازیگران فیلم زن هستند اما با شخصیتهایی که نمیتوان نسخههای کاملاً مشابهی از آنها در جامعه دید.
مادری در کما با گیسوانی اساطیری
مادر در داستان «دختر پری خانوم» از ابتدای فیلم تا انتها حضور دارد. او زنی است که به کما رفته و بر خلاف زمان طولانی که از عمرش در حال سپری شدن است، پیر نمیشود. گیسوانی دارد بلند و سپید همچون گیسوان زال. بسیار زیباست و گویی شاهدختی است که در خوابی جادویی فرورفته و قرار است بوسه عاشقانهای او را زنده کند؛ اتفاقی که از قضا در انتهای فیلم تجربه میشود.
معتمدی با وجود اینکه دوران کرونا، یک خانه کاملاً استرلیزه، خبرهای تلویزیون و زندگی روزمره را در فیلم نشان میدهد اما مادر او هیچ سنخیتی با واقعیت ندارد.
مخاطب از خاطرهگوییهای او که خود راوی این داستان است تنها میداند که مادر مهربان بوده و تنها پسرش را بسیار دوست داشته است. نه ظاهر این زن شبیه بیماران به کما رفته است و نه مشخص است که چرا معتمدی به خاطر مادرش که تصویری از او در ذهن مخاطب نیست، خود را خانهنشین میکند.

پرستاری که به هر قیمتی میخواهد با او همخانه شود
معتمدی برای مادر خود پرستاری به خدمت گرفته است که هر روز تن او را میشوید به لباسها و ملحفههایش رسیدگی میکند و بر خلاف میل باطنیاش از خانه میرود. او اصرار دارد که در آن خانه بماند. اصرار دارد که همخانه راوی شود و حتی یکبار بدون اطلاع با چمدانش به خانه آنها میآید.
در شرایط نرمال و ملموس جامعه اصرار برای بودن با کسی یا منافعی پشت پرده دارد و یا از سر علاقه است. اما ما نمیدانیم این دختر پرستار بسیار زیبا چه سرگذشتی دارد که به این مسئله مصرر است. ما عشقی در اظهارات او نمیبینیم. اغراق معتمدی در شخصیتسازی موجب شده تا هیچ حس خوشایند و معنایی در پرستار نیابیم.
این اغراق به حدی است که حتی پیک سوپرمارکت و کارگران تعمیر لوله همگی زن هستند. گویی معتمدی دنیای پیرامون خود را که همان خانه قدیمی است با زنان پر کرده بی آنکه در جامعه وجود خارجی داشته باشند.
دختر پری خانوم او را برای خود کافی نمیداند
چهره اصلی داستان با بازی سها نیاستی همان دختر پری خانوم است. مطابق داستان میبایست این دختر هم سن و سال معتمدی باشد اما از قضا بسیار زیباتر و جوانتر از او حتی با اختلاف سنی بیش از یک دهه دیده میشود.
دختر پری خانوم که از کودکی با معتمدی بزرگ شده هیچگاه او را برای خود کافی ندانسته و بارها و بارها به او خیانت کرده و دوباره به سمت او بازگشته و باز دوباره خیانت کرده است. دوبار با او ازدواج کرده و هر دوبار کارشان به متراکه کشیده است.
دختر پری خانوم نسخه تعریف شده معیوبی از قشری از جامعه است که تکلیفشان با خودشان روشن نیست. واقعاً نمیدانند چه میخواهند و کجا و پیش چه کسی باید بایستند.
اما این دختر اداهای دهه هشتادی دارد. با دوستانش پارتی میگیرد و لباسهای همین نسل را میپوشد، سیگار میکشد و با قشر بسیار جوان معاشرت دارد. مخاطب نیز تکلیفش با شخصیتی که نام اصلی فیلم را یدک میکشد مشخص نیست.

همه فرشتهها اخمو هستند و سیگار میکشند؟
و در نهایت بازیگر پیشکسوت این فیلم، مرضیه برومند در نقش یک فرشته ظاهر میشود. او پالتویی بلند و کلاه مشکی به تن دارد و گریمش طوری طراحی شده که بیشتر شبیه شیاطین است تا فرشتگان. این فرشته با حداقل دیالوگها فقط میایستد و سیگار میکشد. اخم میکند و دستور میدهد. آمده است تا آرزوی نیمه تمام مرد میانسال داستانمان را برآورده کند اما در کمال شگفتی و بدون توضیح کارگردان او آرزوی دختر پری خانوم را نیز برآورده میکند. هر چند معتمدی میگوید به دنبال بیان ضرورت عشق در جامعه بوده اما در نهایت دختر پری خانوم را که به امر فرشته مطیع و عاشق او شده، میکشد. هرچند مرگ در سرنوشت او نیست؛ دخترک برمیخیزد و عاشقانه آرزو میکند تا تنها آرزوی معشوقش یعنی بیدار شدن مادرش از کما برآورده شود.

نه تنها گریم و لباس بازیگران با شخصیتشان در تناسب نیست بلکه فیلم معتمدی بر خلاف اظهارات این کارگردان فضای فانتزی ندارد، عشق را القا نمیکند و بیشتر وهمی سرگیجهآور است. نه متناسب گروه سنی کودک و نوجوان است و نه متناسب نیاز بزرگسالان. نه تصویر درستی از زن است و نه می تواند پیام مثبتی برای جامعه داشته باشد. به نظر میرسد زنان داستان بیشتر زاده اندیشه کارگردان هستند و باید ویرایش بسیاری بر آنها اعمال شود تا به زنان در دنیای واقعی نزدیک شوند. تمامی این زنان به نوعی وابستگی روحی، روانی، مالی و معیشتی به تنها شخصیت مرد داستان دارند. در این میان هیچ زنی که بتواند روی پای خود بایستد و الگوی درستی باشد دیده نمیشود. تقریباً از تمامی نسلها، زنانی در فیلم دختر پری خانوم حضور دارند اما گویی کارگردان خواسته یا ناخواسته وابستگی آنها را به رخ میکشد. موضوعی که با جامعه همخوان نیست!
به قلم ونوس بهنود، خبرنگار








