به گزارش متادخت، آمارها نشان میدهد که تعداد کسبوکارهای زنان در ایران، بهمراتب کمتر از مردان است. اما ریشه ی این موضوع چیست؟ یکی از مهمترین عوامل، نه کمبود سرمایه است نه فقدان مهارت، بلکه «نقص در عزتنفس» است؛ همان عاملی که زن کارآفرین را در اولین برخورد با مانع، یا به عقبنشینی و یا به یک پرش بلند هدایت میکند.بهعنوان کسی که در اکوسیستم کارآفرینی بانوان فعالیت می نمایم، با موارد متعددی از دستاوردها و ناکامیها در نتیجه ی عزتنفس بالا و پایین روبرو شدهام. عزتنفس بر دو پایه استوار است: «احساس ارزشمندی» (باور به لایقبودن برای زندگی خوب، حتی پیش از هر دستاوردی) و «خودکارآمدی» (باور به توانمندی در حل مشکلات). ترکیب این دو، تعیینکننده سرنوشت یک کسبوکار است.در این مدت زنانی را دیدهام که از نقش «قربانی» خارج شدند، خود را لایق زندگی ارزشمند دانستند و با تکیه بر قدرت فکر و جسمشان، کسبوکاری ایجاد کردند. آنان با یادگیری از شکستها، عزتنفسشان را تقویت کرده و موفقیتهای چشمگیری رقم زدند. در سوی دیگر، بانوانی با عزتنفس پایین را دیدهام که با اولین تجربه شکست در فروش، از میدان بیرون رفتند و شکست را نه یک رویداد طبیعی، که یک مانع غیرقابلعبور پنداشتند.
کارآفرینی برای بانوان، پیچیدگیهای منحصربهفردی دارد؛ از فشار نقش همسری و مادری گرفته تا قوانین دستوپاگیر. شخصا به عنوان یک مادر، پیچیدگی های تعادل بین کار و زندگی برای یک خانم کارآفرین را درک می کنم. در باب قوانین دست و پاگیر هم اگر بخواهم یک نمونه را بگویم؛ چالش عجیبی بود که بابت دریافت مجوز «اینماد» برای فروشگاه خانگیام، مواجه شدم: من باید مالک یا مستأجر خانهای میبودم که با همسر و فرزندانم سالها در آن زندگی میکردم! (البته پس از پیگیری، این مجوز را گرفتم؛ چراکه واقعا لازمش داشتم!).نکته ی پایانی و جالب توجه، اثر متقابل عزتنفس و اقدام است. وقتی شما خود را با عزتنفس میدانید و در مواجهه با مشکلات، ابتکار عمل را بهدست میگیرید، نتیجه ی مثبت، عزتنفس شما را بیشتر تقویت میکند و این چرخه، شما را در مسیر موفقیت پایدار نگه میدارد. بر اساس تجربه ی زیسته ی بانوان کارآفرین موفق، به شما نوید میدهم که پرورش این ویژگی، کلید سختترین قفلهای مسیر کسبوکار است.
منبع: فارس








